به درستی می دانم، که شما دوستان و هم میهنان ارجمندم هم، از مطالعه این نوشتار عصبانی خواهید شد. اما عزیزان، هنگامی که آدمی به هر دلیلی دلش از جائی پر باشد؛ چاره را فقط در آن خواهد یافت؛ تا غم و اندوهی را که وی را به آن درجه از ناامیدی رسانده را در کمال ناچاری، با دوستان خویش هم تقسیم نماید. از اینروست که ناگزیرم، تا چنین حرمان بزرگ و جانکاهی را برای شما نیز نقل کنم. شاید در این رهگذر، بخشی از بار سنگینی را، که عملکردهای حکومت ابلهان در ایران بر دلم می نهد؛ را برای شما نیز مطرح کنم!
احتمال دارد شنیده باشید، که عده ای از هم میهنان عزیز ما، به گفته آقای حسن قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمهوری آخوندی در ایران، امروز(جمعه نهم بهمن 1394 خورشیدی) سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه در تهران بوده است. وی در سخنان امروز خود راجع به وضعیت پرستاران ایرانی، که از سوی حکومت جاهلان اسلامی، به سوریه و عراق اعزام گشته بودند؛ و تعدادی از آنها کشته و زخمی شده و بسیاری از آنها هم به دست داعشی های خون آشام اسیر گشته اند؛ توضیحاتی را ارائه داد!
حسن قاضی زاده هاشمی در این رابطه اعلام کرده: ” اکنون پرستارانی هستند، که به دست نیروهای تکفیری اسیر، مجروح و شهید شده اند. برای آزادی آنان از چنگال دشمنان دعا می کنیم؛ ما به وجود آنها افتخار می کنیم.” او جزئیاتی در باره این خبر مطرح نکرده، اما به نظر می رسد که این پرستاران به سوریه و عراق اعزام گشته بودند. تا پیش از این، صرفا فقط آمار نظامیان کشته شدگان ایرانی در سوریه اعلام شده بود. مقامات جمهوری اسلامی می گویند، این نیروها جهت ارائه مشاوره سیاسی به نظامیان سوریه در آنجا حضور دارند!
در زبان شیرین پارسی، به استدلال سراپا بی خردانه مقامات جمهوری جنایت پیشه اسلامی، (که پرستاران ایرانی جهت دادن آموزش سیاسی به نظامیان سوریه به آنجا اعزام می گردند.) می گویند ” عذر بدتر از گناه ” ! چرا باید مردان و زنان ایرانی، که در میهن خودشان نیاز بیشتری به تخصص های ایشان وجود ارد. برای یاری رساندن به نظامیان آرتش رئیس جمهور جنایتکار سوریه، یا هر سرزمین دیگری به آن ممالک اعزام بشوند؟ چرا باید فرزندان دلیر مردم ایران، به جای خدمت کردن به هم میهنان خودشان در داخل کشور، که نیاز مبرمی هم به وجود ایشان احساس می گردد؛ به جائی اعزام بشوند؛ که در آنجا مشتی حیوانات آدم نمای داعشی حضور دارند؟!
وحشی هائی، که الگوی همه کردارهای ضدبشری و جنایت آفرینانه خودشان را، به گونه غیرمستقیم از همین جمهوری اهریمنی اسلامی آموخته اند. اکنون، ایرانیان اعزام گشته به ممالک تحت سیطره و تسخیر شده خویش را، می گیرند و می کشند و اسیر می نمایند. به محض آنکه سرشان خلوت شود و دست شان از کشتار بی پناهان سوری و عراقی و گاهی نیز افغانی خالی گردد؛ از طریق مرزهای زمینی جنوب شرقی ایران با افغانستان و پاکستان، و نیز مرزهای آبی شمال غربی ایران با ترکیه و عراق، هیچ تردیدی به خویش راه نخواهند داد؛ و بی درنگ به درون سرزمین ما نیز نفوذ خواهند نمود؟!
آنگاه، مقامات بی تدبیر رژیم ملاها در ایران، به جای آنکه برای نجات دادن فرزندان ایران، که در بند اسارت همین به قول خودشان ” تکفیری ها ” و نیز پیش بینی های اضطراری جهت پیشگیری نمودن از نفوذ آنها از طریق مرزهای یاد شده به داخل ایران، می خواهند برای آزادی اسیران ایرانی از دست داعشی های وحشی تر از خودشان، برای آنها دعا بکنند!
به پندار نگارنده، در این شرایط استثنائی که این افراد ایرانی در دست این اهریمنان گرفتار گشته اند؛ بر پدران و مادران و خویشان اسیران ایرانی است؛ که در جائی مانند جلوی مجلس آخوندها گرد بیایند؛ و پاسخ بی توجهی های مسؤلان حکومت شیادان اسلامی را، در باب چگونگی عملکرد ایشان برای نجات دادن فرزندان اسیر خویش را، از این بی خردان جنایتکار جویا شوند. اگر چنین نکنند؟ اگر تا به این اندازه نسبت به سرنوشت فرزندان بی گناه شان بی تفاوت باشند؟ باید به خودمان برای بیشتر نابود شدن ایران و ایرانی، هزاران بار تسلیت بگوئیم!
در جائی که عرق ملی نیست گردد، و گرمای خون خویشاوندی منجمد بشود، و هستی و نیستی عزیزان آدمی نزد حتی پدران و مادران آنها علی السویه گردد؛ همان بهتر که زین پس، ” نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان” !!
محترم مومنی