منظور از « کانال های پنهان » جهت مقابله با حکومت اسلامی چیست؟!

0
544

استیو ویتکاف نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه گفته: رئیس جمهور آمریکا تلاش کرده است؛ با اعتماد سازی با تهران، از بروز درگیری نظامی با ایران جلوگیری کند.

به گزارش « بی بی سی » آقای ویتکاف در مصاحبه با « تاکر کارلسون » ( چهره رسانه ای محافظه کار ) که نزدیک به ترامپ تلقی می شود گفت: نامه اخیر آقای ترامپ به رهبر حکومت ایران، با هدف تهدید نبود!

وی با دفاع از اقدام رئیس جمهور آمریکا در ارسال این نامه گفت: دونالد ترامپ دست بالای نظامی را دارد؛ و بهتر است ایرانی ها به دنبال راه حل دیپلماتیک باشند. اما این رئیس جمهور آمریکاست که دست به چنین کاری زده است!

نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه اضافه کرده است: « ارسال نامه ترامپ برای رهبر حکومت ایران، ناشی از این نبود که او ضعیف است. وی مردی قدرتمند می باشد؛ و شاید یکی از قدرتمندترین مردانی که من در زندگی دیده ام. و شاید قدرتمندترین مردی که تاریخ ایالات متحده تا کنون داشته است. »!

استیو ویتکاف در ادامه این مصاحبه گفته است: مضمون نامه ترامپ این است که « من رئیس جمهور صلح هستم. این چیزی است که من می خواهم. دلیلی وجود ندارد که مشکل را از طریق نظامی حل کنیم. باید حرف بزنیم؛ باید سوء تفاهم ها را رفع کنیم. باید یک سیستم راستی آزمائی راه بیندازیم؛ تا دیگر کسی نگران تسلیحاتی شدن برنامه هسته ای شما نباشد. چون گزینه دیگر این داستان، گزینه خیلی خوبی نیست. » !

نماینده ترامپ در امور خاورمیانه به « تاکر کارلسون » گفته است: « مذاکرات با ایران از طریق کانال های پنهان و از طریق چندین کشور و چندین راه دیگر ادامه دارد. » !

او اضافه کرده است؛ که ترامپ آماده است فرصتی ایجاد کند که مشکلات با ایران رفع شود؛ تا آنها به صحنه جهانی برگردند و یک بار دیگر ملتی بزرگ باشند. ترامپ می خواهد با آنها اعتماد سازی کند. » !

ترامپ به دنبال اجرائی کردن تمام خواسته های نتانیاهو است!

به گزارش « ایرنا » یکی از فرمانده هان سابق سپاه پاسداران در این باره گفته: « ترامپ اگر می خواست راه کاهش تشنج با جمهوری اسلامی را در پیش گیرد؛ می توانست با یک فرمان اجرائی ریاست جمهوری، آمریکا را به برجام بازگرداند و مذاکرات را در چارچوب برجام از سر بگیرد. ولی او درست برعکس عمل می کند و فرمان افزایش تحریم ها را امضاء می کند. تا جمهوری اسلامی را تحت فشار همه جانبه قرار بدهد. اما در عین حال، ترامپ می خواهد پرچم مذاکره را نیز در دست بگیرد. تا به افکار عمومی بقبولاند؛ که این جمهوری اسلامی است که از مذاکره اجتناب می کند. ولی او فرد صلح طلبی است!

پاسدار حسین علائی گفت: ترامپ تمام خواسته های نتانیاهو در باره ایران را می خواهد با افزایش فشارهای حداکثری به مرحله اجرا در آورد. ترامپ همچنین همواره از توطئه های اسرائیل علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده و به طور مرتب چماق تهدید را بالا نگه داشته است. انتظار ترامپ آن است که با تشدید تحریم ها و جلوگیری از صادرات نفت ایران، وضعیت اقتصادی کشور « رو به وخامت » برود؛ و فشارهای حداکثری مؤثر واقع شود. به همین دلیل باید پرچم مذاکره را از دست ترامپ گرفت. » !

اگر به متن مصاحبه ها و نظرات نماینده ویژه رئیس جمهور آمریکا « استیو ویتکافد » در امور خاورمیانه توجه کنیم؟ گوئی که اشاره او به عبارت « کانال های پنهانی » با تاکید مطرح شده است. به پندار من چنین تاکیدی می تواند نزد افراد حقیقت نگر، یک استنباط صحیح از شرایط چند دهه اخیر را تجلی ببخشد. آنهائی که تصورشان بر قوی و بی رقیب بودن است. چگونه دست طبیعت و یا بازتاب کردار خودشان نسبت به دیگران، آنها را همچون « یک دستمال استفاده شده » به زباله دان می اندازد؟!

خامنه ای باید به چند نکته توجه داشته باشد. هنگامی که او درون حرم امام هشتم شان برای زوار او « زیارتنامه می خواند؛ تا با گرفتن « شندر غاز » از زائران بارگاه « علی ابن موسی الرضا » بتواند چیزی برای خوردن تهیه کند تا از گرسنگی نمیرد. محمد بن سلمان ولیعهد پادشاه عربستان سعودی هنوز در بطن مادرش هم نبود. اما اکنون این جوان حسابگر، که از هم اکنون در حال ایجاد روابط بهتر و بیشتر با دولتمردان آمریکائی است. خنجر پیشگیری از خطرات احتمالی حکومت اسلامی به کشورش را در دست گرفته، تا در صورت لزوم به حاکمان رژیم آخوندی اخطار نماید که پای شان را از گلیم خود فراتر نگذارند!

غیر از عربستان سعودی، برخی دیگر از کشورهای شیخ نشین در خلیج همیشه پارس نیز، حاضرند که تمام هزینه های حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به حکومت اسلامی را بپردازند؛ تا از خطر حملات اتمی آخوندها به کشورشان در امان باشند!

بنابراین کمک های مالی این کشورها به آمریکا و اسرائیل، همان « کانال های پنهانی » می باشند؛ که جهت حفظ شرایط کشورشان از دست درازی های حکومت اسلامی از پرداخت نمودن هر مبلغ گزافی هم هیچ ابائی ندارند!

مقاله قبلیهشدار جدی کاخ سفید به جمهوری اسلامی: برچیدن کامل برنامه هسته‌ای یا مواجهه با تمام گزینه‌ها
مقاله بعدیاحتمال ازسرگیری مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در امارات
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.